محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4733
تاريخ الطبرى ( فارسي )
راونديان . گويد : ابو جعفر خازم بن خزيمه را نيز همراه عمر فرستاد . پس او وارد رويان شد و آنجا را بگشود و قلعه طاق را با هر چه در آن بود بگرفت . نبرد دراز شد و خازم در كار نبرد اصرار آورد و طبرستان را بگشود و بسيار كسى از آنها را بكشت . گويد : اسپهبذ سوى قلعهء خويش رفت و امان خواست به شرط آنكه قلعه - را با همهء ذخاير آن تسليم كند . مهدى اين را براى ابو جعفر نوشت و ابو جعفر صالح مصلى دار را همراه گروهى بفرستاد كه آنچه را در قلعه بود شمار كردند و بازگشتند . گويد : پس از آن راى اسپهبذ بگشت و از سرزمين ديلمان وارد ولايت گيلان شد و آنجا بمرد . دخترش را گرفتند كه مادر ابراهيم بن عباس بن محمد شد . گويد : سپاهيان در مقابلهء مصمغان ثبات آوردند و به او دست يافتند . بحتريه را كه مادر منصور بن مهدى شد و صمر دختر مصمغان را كه كنيز فرزنددار على بن - ربطه شد نيز گرفتند . و اين فتح اول طبرستان بود . گويد : وقتى مصمغان بمرد ، مردم آن كوهستان گريزان شدند و آنها را مردم - گريز ( حوزى ) گفتند ، از آن رو كه وحشى شده بودند ، چنان كه گورخران ، وحشى شوند [ 1 ] . در اين سال زياد بن عبيد الله حارثى از مدينه و مكه و طايف معزول شد و محمد ابن خالد بن عبد الله قسرى عامل مدينه شد و در رجب آنجا رفت . هيثم بن معاويهء عتكى
--> [ 1 ] : چنين است تعبير طبرى در بارهء مردمى كه هموطن وى بودهاند و نزديك زادگاه وى طبرستان جاى داشتهاند و پيداست كه اين را از گفتهء كسانى مىآورد كه سابقهء توحش طولانى داشتهاند . م .